اهورای فوتبالیست
پسر نازم الان که دارم این پست رو میذارم هر دوتامون حسابی سرماخوردیم ![]()
عزیز دلم دیشب تا صبح تو تب سوختی
ومنم با این حال بد خودم همش حواسم به تو بود ![]()
پنج شنبه گذشته بابایی رفت فاتحه دایی یکی از دوستاش
ما رو هم گذاشت خونه بابا جون(بابای من) بعداز ظهرش خاله و دختر خاله من (کوثر) اومدن اونجا ![]()
کوثر که عشق فوتباله با خودش توپ پیرهن و کفش ورزشی آورد ![]()
اول به زور تنت کردیم ولی بعد به زور از تنت درآوردیمش توپ رو هم سفت گرفته بودی به کسی نمیدادی ![]()
لباس ورزشی رو با کلی سنجاق زدن اندازت کردیم چندتا عکس ازت انداختیم ولی من همه عکسها رو ندارم بیشترشون پیش کوثره این چندتایی که دارم میذارم برات




مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



اهورای فوتبالیست
